خانواده
👨‍👩‍👧‍👦 📚 قصه

زبان سرخ کودکی

وا دو هوندم تو مدرسه، هیچکه تو حیاط نهسته. مثکه خیلی وقت پیش زنگ ایخارده و چوکون همه سر کلاس هسترن. همش دور و بر خو نگاه مکه یه وقت آقای ادیبی، به مه نگینت... یدفه صداش مشنفت و سر جام خشکم ایزه.
👤 ارسال کننده
دانیال دیبا
Avatar
ثبت شده توسط
دانیال دیبا